خانه » اخبار روز » حال و هوای هفته آخر خرداد ماه (موزیک – عکس‌نوشته – داستان کوتاه)

اطلاعیه سایت

حال و هوای هفته آخر خرداد ماه (موزیک – عکس‌نوشته – داستان کوتاه)

حال و هوای هفته آخر خرداد ماه (موزیک – عکس‌نوشته – داستان کوتاه)


حال و هوای هفته:

سلام بازم با مطلب حال و هوای هفته اومدم خدمتتون. توی این مطلب از مجله صورتی‌ها که به صورت هفتگی منتشر میشه من براتون تکست های جدید و ناب نکاتی مهم برای زندگی ، موزیک هفته به همراه تکست و عکس نوشته اختصاصی صورتی ها ، داستان‌های کوتاه و جالب و کلی مطالب دیگه … امیدوارم که خوشتون بیاد ♥♥♥ جمعه خوبی رو براتون آرزو دارم و دوست دارم توی این روز بهترین اتفاقا براتون بیوفته ♥♥

حال و هوای هفته

5000 - حال و هوای هفته آخر خرداد ماه (موزیک – عکس‌نوشته – داستان کوتاه)

آهنگ هفته :


نام آهنگ : علی ای همای رحمت

خواننده: محمد اصفهانی

متن آهنگ محمد اصفهانی علی ای همای رحمت :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوی فکندی همه سایه هما را
نــاشناسی کـه به تاریکـی شب

می بُرد شــامِ یتیمانِ عــرب
پادشاهی که به شب بْرقَع پوش
می کِشد بارِگدایان بردوش

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من بخدا قسم خدا را
بخــدا کـه در دو عـالم اثــر از فنــا نمانـد

چو علی گرفته باشد سُرِ چشمه بقا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

درجهانی همه شور و همه شَر
ها عُلیّّ بشرّ کَیفُ بشر
شَبرْوان مستِ وِلای تو علی
جانِ عالم به فدای تو علی

متن‌های شب احیا :

من از عمق وجود خود خدایم را صدا کردم

نمیدانم چه میخواهی ولی امشب، برای تو، برای رفع غم هایت

برای قلب زیبایت

برای آرزوهایت

به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد

یقین دارم دعاهایم اثر دارد

♦♦♦♦♦

با خودم میگفتم

که چگونه خواهی بخشید

این شکننده توبه های مکرر را

و نومید میشدم …

اما تو در جانم زمزمه کردی

که کریمی

و با کریمان کارها دشوار نیست …

♦♦♦♦♦

ی خدا ای فاتح هر مشکلم
وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یک بی آبرو
ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو کرده ام
خویش را با توبه همسو کرده ام

♦♦♦♦♦

خداوندا

خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم

بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام

♦♦♦♦♦

شب قدر است و نومیدی ندارد

کسی از بارگاه باری امشب

فروغ رحمت و نور امید است

به هر جانب که رو می آری امشب

تکست های هفته :

یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده
“تو” را من آرزو کردم، کسی دیگر “تو” را دارد!

♥♦♦♦♦♦♥

من میدونم که خودکشی از گناهان کبیره ست
اما اینم گناه بزرگیه که انسان خوشبخت نباشه…

♥♦♦♦♦♦♥

بوی نو شدن می‌آید ولی
تو همیشه رفیق کهنه من بمان

♥♦♦♦♦♦♥

کاش اقلا یکی باشه، که باهاش از همه چی همونطور حرف بزنیم که با خودمون حرف میزنیم

♥♦♦♦♦♦♥

یه وقتا نمیدونی خسته ایی، یا بی حوصله.. میخوام بگم کلافه که باشی اصلا نمیفهمی چه مرگته

♥♦♦♦♦♦♥

رابطه ای که میدونید سرانجامی نداره شروع نکنید؛
سنگ مفته،ولی گنجشک جون داره…

♥♦♦♦♦♦♥

آدم هایی که از رابطه های طولانی میان بیرون خطرناکن
چون اونا میفهمن میشه چه چیزایی رو از دست داد و نمرد

♥♦♦♦♦♦♥

‏- تو حتی منو نمیشناسی.
+ باقیمانده زندگیم رو برای شناختنت دارم.

نکته های این هفته :

جوان: بدترین چیز پیری چیه؟
استریت: اینه که یادته یه زمانی جوون بودی.

♥♦♦♦♦♦♥

اگر فرزندتان از شما پرسید بدترین کاری که می‌تواند انجام بدهد چیست ؟
بگویید این است که بدون فکر کردن سخن بگوید …!

♥♦♦♦♦♦♥

خوشبختی هم یعنی
زندگیت با تمام اون چیزایی که دوسشون داری احاطه شه..

 کوتاه اما جالب :

حس ‌های زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد نه می‌توان نوشت‌شان.
یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود.
مثلا وقت‌هایی که دلت میخواهد کسی را بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه چیز، در آغوش بگیری.
در آغوش بگیری تا برای تمام روزهای دلتنگی، تنهایی و بی‌قراری ذخیره داشته باشی
گاهی اما
گاهی مجال هیچ چیز نمی‌یابی!
گاهی فقط باید از دور کسی را تماشا کرد
و تمام حسرت‌ها را توی بقچه‌ای پیچید و گذاشت روی طاقچه دل…

♥♦♦♦♦♦♥

یه شونه داشتم که خیلی ازش راضی نبودم، زیادی بزرگ و خشن بود ولی به هر حال ازش استفاده میکردم. چند وقت پیش رفتم سفر، از سفر که برگشتم دیدم شونه نیست. توو اتاق هتل جا گذاشته بودمش. رفتم یه شونه دیگه خریدم، این یکی خیلی بهتر بود خوش دست بود اندازه اش مناسب تر بود خیلی از خریدش راضی بودم…
چند روز پیش که کوله پشتیمو می گشتم شونه قبلیم توو یکی از جیباش پیدا شد، یه نگاهی بهش انداختم: بد شکل تر و نامناسب تر از قبل به نظر میومد.
با خودم فکر کردم اگر این شونه گم نشده بود ازش همچنان استفاده میکردم و به فکر خریدن یه شونه جدید نمی افتادم! بهش گفتم مرسی که گم شدی!
گاهی از دست دادن چیزی که داریم باعث بدست آوردن یه چیز بهتر میشه…سخته می دونم… ولی با دلتنگیش کنار بیاید، توو پیچ بعدی یه اتفاق بهتر منتظرتونه

♥♦♦♦♦♦♥

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خودش در اب دید، پاهایش باریک و کوتاه بنظرش آمدوغمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش که دید شادمان و مغرور شد. درهمین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد. صیادان سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ پاهایم که از آنها ناخشنود بودم نجاتم دادند، اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم گرفتارم کردند. چه بسا گاهی از چیزهایی که ناشکر و گله مندیم، پله صعودمان باشد و چیزهایی که با آنها مغروریم مایه  سقوطمان….

♥♦♦♦♦♦♥

دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است!
آیا مانند شیر است که آهو دوست دارد وگربه که موش دوست دارد!

باید دید وقتی کسی میگوید دوستت دارم آیا معنی اش اینست که میخواهد ما را خرج خودش کند و ما را بخورد و ما را به مصرف خودش برساند

یا دوستت دارم به این معنی است که تو دوست من هستی و خاطرت پیش من عزیز است و اگر کاری داشتی برایت انجام میدهم اگر بیمارشدی تا صبح برای تو بیدار میمانم.

میدونستی؟؟؟

قدیمی ترین فرش گره ای و پرز دار جهان با ١،٣۶٠،٠٠٠ گره

پازیریک در موزه آرمیتاژ روسیه نگاه داری میشود و متعلق به بیش از ٢٠٠٠ سال پیش است.

♥♦♦♦♦♦♥

گیاه کاکتوس تشعشعات و همچنین پارازیت ها رو به خودش جذب میکنه،
و از بروز بیماری مثل سرطان جلوگیری میکنه.

♥♦♦♦♦♦♥

‏ارزش ندارد که آدمی
برای مبارزه کردن با
کوته ‌فکران خود را آزرده سازد ؛
زیرا پیروزی بر آنان هیچ ارزشی ندارد .

♥♦♦♦♦♦♥

‏فقط دیوونه ها هستن که برای چیز هایی که مطمئن هستن بهش نمیرسن تلاش می کنن،
خب من هیچ وقت خودم رو ادم عاقلی نمیدونم.

حتما خوانده شود:

نامه ای از دکتر ویکتور فرانکل

مردی که از زندان آشویتس در لهستان (قتلگاه آدم سوزی) توانست فرار کند، دکتر ویکتور فرانکل اتریشی بود و با توجه به خودکشیها و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود روانشناسی بسیار متبحر شده بود مدیر مدرسه‌ای فعال بود. او در آغاز هرسال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد!
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را دیدم که توسط بهترین و ماهرترین مهندسین ساختمان ساخته شده بودند. بهـترین و متخصص‌ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم میکردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارهایی مـُردند که بهترین پرستاران بودند، انسانهایی که توسط فارغ‌التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و… زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنید و این کلید انسان بودن این کودکان در آینده میباشد.
پزشک شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ،کار سختی نیست و میشه با چند سال درس خوندن بهشون رسید و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشکان زیادی داریم و هم مهندسین زیادی داریم. اما بزرگترین ثروت ما انسانیت و اخلاق ما هست که با هـیچ مدرکی قابل مقایسه نیست…!

 

حال و هوای هفته هم به پایان رسید امیدوارم که خوشتون اومده باشه



منبع

اشتراک گذاری مطلب
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A