اطلاعیه سایت

مهدویت چیست | در مورد امام زمان

مهدویت چیست | در مورد امام زمان

085f1b806ebf87a6a41103c128246730 - مهدویت چیست | در مورد امام زمان

مهدویت چیست در تمامی ادیان اعتقاد به مصلحی جهانی که جهان را از ظلم و ستم و بی عدالتی نجات دهد وجود دارد و نمود این اعتقاد در دین اسلام اعتقاد و باور به مهدویت و ظهور امام زمان ع در آخر الزمان برای ریشه کن کردن بدی و ناپاکی ست به مناسبت تولد امام زمان در نیمه شعبان یک مقاله درباره ایشان گردآوری کرده ایم که با هم می خوانیم


مهدویت چیست؟ راهنما کیست؟


در منطق دین دو اصطلاح داریم که یکی “هادی” و دیگری “مهدی” است از نظر قاعدهٔ زبان و لغت هادی اسم فاعل و به معنای هدایت کننده و رهنمون است و مهدی اسم مفعول و به معنای هدایت شده می باشد. یکی از اسمهای خداوند در قرآن مجید هادی است یا « هادی المظلین» ای هدایت کنندهٔ گمراهان. در سورهٔ بقره از قرآن مجید دربارهٔ هدایت سخن آمده است :


“بسـم اللـه الـرحمـن الـرحیـم. الـم، ذلـک کتاب لایب فیـه هـدی للمتقین….”


ا.ل.م سه حرف جدای از یکدیگر است ومعنی مستقل و یا یک جمله نیست و ظاهرا معنائی ندارد و اما بعضی از مفسرین گفته اند: ا.ل. م یعنی المهدی که الف ولام ان حرف تعریف و حرف میم اول اسم مهدی است. اگر این تفسیر و تعبیر درست باشد معنای این آیه اینست که:


“المهدی آن کتـابـی است که هیچ شک و تردیدی در آن نیست و پرهیز کاران را هدایت می کند.




مهدویت نوعی


در منطق دین دو نوع مهدویت داریم یکی مهدویت نوعی و عام یا عمومی و دیگری مهدویت الهی خاص و مطلقه. شما به یک فرد برخورد می کنید که ادعا دارد هدایت شده و به مطلوب رسیده و از غیب اگاه است گروهی را جذب کرده، امام آنها شده و آن گروه را راهنمائی می کند که به مقصود و مطلوب برساند. این آدم مهدی از نوع مهدویت عامه و نوعی است و مهدی موعود و مصلح جهان نیست.


از زمان خاتم الانبیاء پیغمبر اسلام دوران مهدویت نوعی شروع شده و ادامه یافته است. دوران مهدویت نوعی تا ظهور کلی حضرت مهدی صاحب الامر ادامه دارد. از زمان پیغمبر اسلام تا کنون افراد بسیاری بوده اند که با عمل کردن به احکام اسلام و اجرای قوانین قرآن و تعالیم انبیا عظام دارای مقام تقوی شده اند و از جانب خداوند و به قدرت و عنایت او به پشت پرده غیب راه یافته اند و به مقام فلاح و رستگاری رسیده اند و دارای مقام مهدویت شده اند ماموریت یافته اند که عاشقان حقیقت را رهنما باشند و دست آنها را بگیرند و به مطلوب و مقصود برسانند.


همه عارفان و مرشدان طریقت و آنها که از طریق شریعت محمدی به مقام تقوی و هدایت رسیده اند مهدی نوعی هستند.معنای ولایت فقیه که امروز در کشور جمهوری اسلامی ایران مطرح است با مسئله مهدویت تطبیق می کند. کسی که بر دیگران ولایت دارد باید مهدی و هدایت شده باشد و به پشت پرده غیب جهان راه پیدا کرده باشد و این مهدویت نوعی است.




مهدویت مطلقه یا مهدی موعود


در همه ادیان مسئله ظهور موعود غایب پیش بینی شده است همه انبیاء و اولیاء وعده داده اند که در آخر الزمان یعنی پایان خط انبیاء، شخصیتی الهی که دارای مقام ولایت مطلقه و رسالت الهیه باشد ظهور خواهد کرد و جهان را از دوئیت و نفاق به سوی صلح و وحدت رهنمون خواهد شد. مهدی موعود در عصر خود مهدیان نوعی را جذب و متحد و تسلیم خواهد کرد و بر آنها غالب خواهد شد.




در هر دین و مذهبی مهدی موعود بنام و مشخصاتی خوانده می شود و همه پیروان ادیان در انتظار ظهور این قائم و راهنمای الهی هستند.مایقین داریم که هنوز این ظهور در جهان صورت نگرفته است و آنها که ادعای ولایت مطلقه و مهدویت کلیه کرده اند مدعیانی بیش نبوده اند که باید آنها را تکذیب کرد زیرا ادعایشان با دلیل توام نبوده است و می بینیم که جهان روی صلح وحدت ندیده و بشریت متفرق هستند و کثرت به جای وحدت و یگانگی و همبستگی در جهان حکومت می کند. جهان بشریت در اتش نفاق و استعمار و استثمار می سوزد و ظلم و بیداد جای عدل و داد را گرفته است همه ناراحت هستند و در انتظار منجی عالم بشریت دقیقه شماری می کنند.


آن روز نزدیک است که خداوند حی منان بر بشریت منت بگذارد و حقیقت جویان را از زلال معرفت سیراب و مستفیض فرماید، جهان را صلح و وحدت ببخشاید و طبیب اعلم الهی برای معالجه بیماران بشریت قدم بر دیدگان همگان بگذارد، بکوشیم تا زمین را آماده قدوم مصلح جهان بسازیم و خود را شایسته پیروی از آن امام بحق گردانیم.


تذکر : خوشبختانه همین روزها که این مقاله را تقریر می کردیم درباره مهدویت عامه و مهدویت خاصه درس می گفتیم کتابی زیر عنوان “یاد نامه استاد شهید مرتضی مطهری” که زیر نظر استاد و دانشمند محترم دکتر سید عبدالکریم سروش تهیه شده واز سوی سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی به مدیریت برادر عزیزمان آقای علی محمدی اردهالی انتشار یافته است به مقاله ای برخورد کردیم زیر عنوان “رساله لب الباب در سیر و سلوک اولی الاباب” از تراوشات علامه فقید عارف بالله شخصیت روحانی بی نظیر معاصر شادروان استاد سید محمد حسین طباطبائی صاحب “تفسیر المیزان” که با مقدمه و کوشش عارف وارسته اقا سید محمد حسین حسینی تهرانی تدوین گردیده است . در صفحه دویست وچهل وچهار این کتاب و در بند بیست و یک این رساله درباره ولایت عامه و خاصه یا مهدویت عامه و خاصه نوعیه و مطلقه چنین آمده است:


“شیخ و استاد و آن بر دو نوع است استاد عام و استاد خاص استاد عام آنست که به خصوصه مامور به هدایت نباشد و رجوع به او از باب مراجعه به اهل خبره و در تحت عموم “فاسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون” بوده باشد و لزوم رجوع به استاد عام فقط در ابتدای سیر و سلوک است و وقتی که سالک مشرف به مشاهدات و تجلیات صفاتیه و ذاتیه شد دیگر همراهی او لازم نیست.


اما استاد خاص آن است که به خصوصه منصوص به ارشاد و هدایت است و آن رسول خدا و خلفای خاصه حقه او هستند و سالک را در هیچ حالی از احوال از مرافقت و همراهی استاد خاص گریزی نیست اگر چه به وطن مقصود رسیده باشد. البته مراد همان مرافقت باطنی امام است با سالک نه همراهی و مصاحبت در مقام ظاهر چون واقعیت و حقیقت امام همان مقام نورانیت اوست که سلطه بر جهان و جهانیان دارد.


اما بدن عنصری او گر چه آن نیز با سایر بدنها امتیاز دارد لکن آن منشاء اثر و متصرف در امور کائنات نیست و برای توضیح این نکته متذکر می گردد که آنچه در عالم خلقت تحقق می یابد منشاء آن صفات و اسماء الهیه است و حقیقت امام همان اسماءو صفات خداست. بنابراین اصل فرموده اند که چرخ عالم هستی و افلاک و همه کائنات بدست ما حرکت می کند و آنچه واقع شود باذن ما واقع می شود “بنا عرف الله بنا عبدالله”.


بنابراین سالک در حال سیر در مراتب نورانیت امام علیه السلام سلوک می نماید و به هر درجه ای که صعود کند و در هر مرتبه ای که باشد امام علیه السلام آن مرتبه را حائز بوده و با سالک در آن درجه و مرتبه معیت دارد و هم چنین بعد از وصول نیز مرافقت امام لازمست چون اداب کشور لاهوت را نیز باید به سالک بیاموزد . بنابراین مرافقت امام در هر حال از شرائط مهمه بلکه از اهم شرایط سلوک است.


در اینجا نکاتی است بس دقیق که در بیان نیامده و فقط باید خود سالک بوسیلهٔ آن حقایق را دریابد محیی الدین عربی نزد استادی رفت و از کثرت ظلم عصیان فراوان شکایت نمود استاد فرمود: به خدای خود توجه کن سپس چندی بعد نزد استادی دیگر رفت و همچنان از بیداد و شیوع معاصی سخن گفت. استاد فرمود: “به نفس خود توجه کن” در این موقع ابن عربی گریه آغاز کرد و اختلاف پاسخها را از استاد جویا شد. استاد فرمود: “ای نور دیده جوابها یکی است او تو را به رفیق دعوت کرد و من تو را به طریق دعوت می کنم” باری این داستان را برای آن آوردیم که دانسته شود، سیرالی الله منافاتی با سیر در مراتب اسماء و صفات الهیه که همان مقام امام است ندارد بلکه بسیار نزدیک است و بلکه حقا یکی است و در آن مرحله دوئیت یافت نمی شود بلکه هر چه هست نور احدیت است که نور خداست.


غایه الامر از آن نور به تعبیرات مختلفه سخن می رود گاهی به اسماء و صفات الهیه و گاهی به حقیقت یا نورانیت امام از آن تعبیر می کنند:


عبـا راتنــاشتـی و حسنـک واحــد و کـل الـی ذاک الـجمـال یشیــر


اما استاد عام شناخه نمی شود مگر به مصاحبت و مرافقت با او در خلاء و ملاء تا بطور یقین برای سالک واقعیت یقین او دستگیر شود و ابدا” به ظهور خوارق عادات اطلاع بر مغیبات و اسرار و خواطر افراد بشر و عبور بر آب و اتش و طی الارض و الهواء و استحضار از آینده و گذشته و امثال این غرائب و عجائب نمی توان پی به وصول صاحبش برد، زیرا که اینها همه در مرتبه مکاشفه روحیه حاصل می شود و از آنجا تا سر حد وصول و کمال راه، بینهایت است و تا هنگامیکه در استاد تجلیات ذاتیه ربانیه پیدا نشود استاد نیست و به مجرد تجلیات صفاتیه و اسمائیه نمی توان اکتفا کرد و آنها را کاشف از وصول و کمال دانست.


منظور از تجلی صفاتی آنست که سالک صفت خدا را در خود مشاهده کند و علم یا قدرت و یا حیات خود را حیات و علم و قدرت خدا ببیند. مثلا” چیزی را که می شنود ادراک کند که خدا شنیده.


و او سمیع است و چیزی را که می بیند، ادراک کند که خدا دیده.


و او بصیر است و یا در جهان علم را منحصر به خداوند کند و علم هر موجودی را مستند به علم او بلکه نفس علم او مشاهده کند.


مراد از تجلی اسمائی آن است که، صفات خدا را که مستند به ذات او هستند در خود مشاهده کند( مثل قائم ، سمیع ، بصیر ، حی و قدیر و امثال اینها.) مثلا” ببیند که علیم در عالم یکی است و او خدای متعال است و دگر خود را در مقابل او علیم نبیند، بلکه علیم بودن او عین علیم بودن خداست، یا ادراک کند که حی و زنده یکی است و او خداست و خود او اصلا” زنده نیست بلکه زنده خداست و بس.


بالاخره وجدان کند که “لیس القدیر و العلیم و الحی الاهوتعالی و تقدس” البته ممکن است تجلی اسمائی در خصوص بعضی از اسما الهیه صورت گیرد و هیچ ملازمه ای در بین نیست که چـون در سالک یـکی یا دو اسم تجلی کرد حتما باید بقیهٔ اسماء تجلی کند.


اما تجلی ذاتی آن است که ذات مقدس حضرت باریتعالی در سالک تجلی نماید. و آن وقتی حاصل می شود که سالک از اسم و رسم گذشته باشد و به عبارت دیگر بکلی خود را گم کرده و اثری در عالم وجود، از خود نیابد و خود و خودیت خود را به خاک نسیان سپرده باشد.


“و لیس هناک الا الله” در این موقع دیگر ضلال و گمراهی برای چنین شخصی متصور نخواهد بود زیراتا ذره ای از هستی در سالک باقیست هنوز طمع شیطان از او قطع نشده است، و امید اضلال واغوای او را دارد. ولی وقتی که به الله تبارک و تعالی سالک بساط خودیت و شخصیت را در هم پیچید و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شد، لباس حرم در بر کرد و به تجلیات ذاتیهٔ ربانیه مشرف آمد، شیطان دندان طمع را از او کنده و در حسرت می نشیند . استاد عام باید بدین مرتبه از کمال برسد والا به هر کسی نتوان سر سپرد و مطیع و منقاد گشت.


هـزار دام به هر گام این بیابانست کـه از هـزار هـزاران یکی از آن نجهــند


بنابر این نباید در مقابل هر کسی که متاعی عرضه می کند و بضاعتی ارائه می دهد و کشف و شهودی ادعا می نماید سر تسلیم فرود آورد. بلی درجائی که تحقیق و تدقیق در حال استاد و شیخ متعذر و متعسر باشد باید توکل به خدا نموده و آنچه را که او بیان می کند و دستور می دهد با کتاب خدا و سنت رسول خدا و سیرهٔ ائمهٔ طاهرین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین سنجد اگر موافق بود عمل نماید والا ترتیب اثر ندهد. بدیهی است چون چنین سالکی با قدم توکل بخدا گام بر می دارد . شیطان بر او سلطه نخواهد یافت.


“انه یس له سلطان علی الذین امنوا و علی ربهم یتوکلون انما سلطانه علی الذین یتولونه والذین هم به مشرکون.”




منبع: monjee.blogfa.com


منبع:افتاب
گرداوردی مطلب مورد نظر توسط:ایرانی عکس

زخمی شدن عطاران به خاطر سلفی زورکی

زخمی شدن عطاران به خاطر سلفی زورکی

1 33 300x300 - زخمی شدن عطاران به خاطر سلفی زورکی

سلفی زورکی کار دست عطاران داد

رضا عطارن بازیگر و کارگردان حرفه ای کشورمان به خاطر سلفی زورکی با یکی از هوادارانش دچار جراحت شد.

رضا عطاران که برای ورزش کردن به باشگاه رفته بود و مشغول استفاده از تردمیل بود به اصرار یکی از هوادارنش مجبور به گرفتن عکسی سلفی شد که همین امر موجب دردسر شد.

در این حین عطاران تعادل خود را از دست میدهد و دچار آسیب دیدگی میشود.

اصرار یک هوادار برای سلفی کار دست رضا عطاران داد

عباس یاری، دبیر تحریریه مجله «فیلم» درباره این حادثه در اینستاگرام خود نوشت:

«برایتان از حادثه ای گفتم که چند روز پیش یکی از سلفی گیران سر رضا عطاران آورده طوری که او با سر و صورت زخمی فعلا نمی تواند جلوی دوربین برود. تازه آقا رضا شانس آورده که سرش محکم تر به جایی نخورده.

از زمانی که این موبایل های دوربین دار به بازار آمده، همه یک پا خبرنگار شده اند، دنبال عکس سلفی گرفتن اند؛ فرقی هم نمی کند کجا و چه شکلی.

طفلکی آقا رضا در یک باشگاه ورزشی مشغول دویدن روی تردمیل بوده که یکی از راه می رسد و هوس گرفتن عکس سلفی می کند.

رضا که معمولا با خوش رویی دوستدارانش را می پذیرد، به درخواست او برای لحظه ای دست هایش را از تردمیل رها می کند و با لبخند به گوشی طرف خیره می شود که ناگهان تعادلش را از دست می دهد و پرتاب می شود روی زمین.

دلم بیشتر برای آن آقایی سوخت که علاقمند به سلفی بوده و عکس اش خراب شده! رضا و بازیگران محبوب باید یاد بگیرند چگونه روی تردمیل تعادل شان را حفظ کنند تا عکس سلفی گیران خراب نشود!

متاسفانه این از ناکارآمدی سینمای ماست که بازیگرانش نسبت به این امور مهارت ندارند!»

 

بیوگرافی رضا عطاران

رضا عطاران متولد سال ۱۳۴۷ در مشهد است.

او دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تهران آمد.

با وجود علاقه به رشته تحصیلی اش به کارگردانی، نویسندگی و بازیگری روی آورد.

وی در سال ۱۳۷۳ با خانم فریده فرامرزی که برای بازی در فیلم صندلی خالی نامزد سیمرغ بلورین نقش مکمل زن جشنواره فجر شده بود ازدواج کرد.

رضا عطاران در مورد بچه‌دار نشدنشان معتقد است:

می‌گویم نبودن خوب‌تر از بودن است. شما زمانی هستید و مشغول مسئله و اختلافات می‌شوید. زمانی نباشید، خب دیگر نیستید. کودکان را خیلی دوست دارم؛  یعنی وقتی بچه‌های مردم را می‌بینم حسودی‌ام می‌شود که اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجودات روی زمین هستند؛ اگر قرار را بر بودن یا نبودن بگذارید به نظر من نبودنِ بچه بهتر است. از ابتدا هم با همسرم هم‌عقیده بودیم و از قبل ازدواج هم به صورت جدی دربارهٔ آن توافق کردیم.

وی کار اصلی خود را در دهه ۱۳۶۰ در تئاتر مشهد با حسن حامد شروع کرد، در این دوران او تماماً نقش‌های غیر کمیک بازی کرد. این همکاری تا مرگ حسن حامد در سال ۱۳۷۱ ادامه داشت.

درسال ۱۳۷۳ با مجموعه ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری در کنار بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، نادر سلیمانی کارهای کمدی خود رادر تلویزیون آغاز کرد.

در میانهٔ سال ۱۳۷۷ به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه یک تلویزیون، مجموعه «مجید دلبندم» و در سال ۱۳۷۹ مجموعه «قطار ابدی» را عرضه کرد و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ مجموعه‌های سیب خنده، کوچهٔ اقاقیا را ارائه کرد و همچنین گروه موسیقی «دمپایی» را به همراه یوسف تیموری و چند تن دیگر تشکیل داد.

در سال ۱۳۸۳ وارد عرصهٔ تولید سریال‌های مناسبتی ماه رمضان شد و سریال «خانه به دوش» را ساخت.

پس از آن در سال ۱۳۸۴ مجموعه «متهم گریخت» را به نویسندگی سعید آقاخانی، کارگردانی کرد. علی صادقی و مجید صالحی با حضور در کارهای رضا عطاران به شهرت رسیده‌اند.

او همچنین در فیلم‌های سینمایی هوو و تیغ زن (هر دو ساختهٔ علیرضا داودنژاد) بازی کرد و پس از آن در فیلم سینمایی کلاهی برای باران ساختهٔ مسعود نوابی به ایفای نقش پرداخت.

دیگر ساختهٔ وی سریالی به نام ترش و شیرین بود که در نوروز ۱۳۸۶ از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش شد. او همچنین در ماه رمضان سال ۸۷ مجموعه تلویزیونی بزنگاه کارگردانی کرد و توانست طرفداران زیادی را جذب کند.

بنا به اخبار غیررسمی او به سعید آقاخانی کمک کرد تا برای نوروز ۱۳۸۹ سریال زن بابا را برای شبکه سه بسازد.

وی در چهار فیلم به کارگردانی عبدالرضا کاهانی ایفای نقش کرد که در هر چهار فیلم فیلم نقش جدی و متفاوتی داشت و هر چهار در اکران دچار مشکل شدند.

فیلم اول با عنوان اسب حیوان نجیبی است به صورت محدود اکران شد ولی فروش خوبی کرد و فیلم‌های دوم و سوم و چهارم بترتیب به نامهای بی خود و بی جهت و استراحت مطلق و ما شما را دوست داریم خانم یایا می‌باشند.

فیلم سینمایی «استراحت مطلق» به دلیل برخوردهای بدنی رضا عطاران با بازیگر زن مقابل خود با اصلاحاتی از سوی وزارت ارشاد مواجه شد.

کاهانی نیز در ابتدای فیلم این نکته را متذکر شد که رضا عطاران در مقابل همسرش در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازد.

رضا عطاران در سال ۱۳۸۹ قرار بود در فیلم خیابان‌های آرام به کارگردانی کمال تبریزی ایفای نقش کند اما به یکباره جای خود را به حسن معجونی داد، ناگفته نماند این فیلم فعلاً توقیف و هنوز اکران نشده‌است.

عطاران در سال ۱۳۹۰ توانست اولین فیلم سینمایی خود را با نام خوابم می‌آد کارگردانی کند.

او قرار بود در سال ۹۰ در فیلم ضد گلوله بازی کند اما به خاطر تداخل فیلمبرداری این فیلم با فیلم خوابم می‌آد از بازی در این فیلم انصراف داد و جای خود را به مهدی هاشمی داد.

او همچنین تیتراژ سریال نقطه سر خط را طراحی کرد.

عطاران سال ۹۲ در سی و دومین جشنواره فیلم فجر برای طبقه حساس برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد شد، در حالی که به گفته فرامرز قریبیان یکی از هیئت داوران این دوره، جایزه به اتفاق آرا به نوید محمدزاده بازیگر فیلم عصبانی نیستم تعلق گرفته بود که تحت تأثیر فشارهای بیرونی این جایزه به رضا عطاران رسید.

عطاران ۴ روز بعد از اختتامیه در گفتگویی سیمرغ بلورین دریافتی اش از جشنواره فیلم فجر را متعلق به نوید محمدزاده بازیگر فیلم “عصبانی نیستم!” دانست.

وی به موجب موفقیت‌های هنری که با بازی در فیلم‌های طبقه حساس، رد کارپت و کلاشینکف کسب کرد، با سودآوری ۱٬۶ میلیارد تومان، سودآورترین بازیگر سینمای ایران در سال ۱۳۹۳ لقب گرفت.

فیلم سینمایی نهنگ عنبر۲ سلکشن رؤیا که رضا عطاران در آن ایفای نقش کرده‌است با ۲۰٬۷۷۲٬۴۵۲٬۰۰۰ تومان فروش در گیشه سینمای ایران پر فروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران می‌باشد.


گرداوری :خرگوش
گرداوردی مطلب مورد نظر توسط:علی نادری

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A